ادامه صفحه قبل

در بخشنامه ای به تمام دادستان‌های کل کشور دستور داد اگر نمونه تلویزیون اینترنتی دیدند که مجوز صدا و سیما را نداشت باید با آن برخورد شود. در واقع قوه قضاییه مسئول برخورد با موارد خلاف قانون است و این مسئله نیز خلاف قانون است و برای دفاع از حقوق عامه باید تمام تلویزیون‌های اینترنتی که از صدا و سیما مجوز ندارند باید از سوی قوه قضاییه بسته شوند. رئیس جمهور هم قانون حق ندارد به رئیس قوه قضاییه دستور بدهد یا در حوزه اختیارات او دخالت کند.”


مومن نسب با اشاره به اصل تفکیک قوا در قانون اساسی تصریح می کند:” بر اساس قانون اگر هر مرجع دولتی دستور قضایی را نقض یا لغو کند ۵ سال انفصال از خدمات دولتی مجازات اوست که این مسئله می تواند در رابطه با اظهار نظر رئیس جمهور در برابر بخشنامه قوه قضائیه نیز صادق باشد. “
بنا به تاکید وی باید از قوه قضایی مطالبه کرد تا جلوی این کودتای رسانه‌ای را بگیرد چرا که اگر جلوی این کار گرفته نشود پس از دولت دوازدهم افکار عمومی ما دست رسانه‌های بی در و پیکری می‌افتد که فضایی همچون فضای اینستاگرام دارند و هرچه کثیف تر باشند بیشتر دیده می شوند. شبکه‌های تلویزیون اینترنتی هر چه بیشتر هنجار شکنی کنند مخاطبان بیشتری پیدا می‌کند و کشور را استحاله می‌کنند بنابراین هیچ چیزی از کشور باقی نمی ماند.
این کارشناس با اشاره به اشتراک رایگان یک ماهه برای تلویزیونهای اینترنتی این سیاست را سیاست قورباغه پخته تعبیر می کند و می افزاید: ” دولت با نگاه لیبرالی به این ماجرا وارد شده است. شما تصور کنید در این یک ماه ۱۰ قسمت ۱ سریال اینترنتی را مخاطب می بیند و حالا آنها می گویند اگر می‌خواهید بقیه قسمت‌ها را ببینید باید ماهانه مبلغی را بدهید این روشی است که در اینترنت هم دارند . بر این اساس چون وزارت ارتباطات و دولت بیشتر با نگارگری بلاغی لیبرالی وارد ماجرا شده اند و پول و درآمد برایشان در اولویت است این مسئله می تواند در بلندمدت به کشور مردم و منافع ملی آسیب بزند.

نگرانی‌های ورود دولت
به راه اندازی تلویزیون اینترنتی
مهدی صرامی رئیس مجمع فعالان فضای مجازی انقلاب اسلامی هم با تاکید بر غیر قانونی بودن راه اندازی تلویزیون اینترنتی از سوی دولت و وزارت ارتباطات به ” حامی ” می گوید:” طبق قانون اساسی انتشار صوت و تصویر فراگیر در انحصار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است. ما در این زمینه مصوباتی داریم که تکلیف موضوع را مشخص کرده است و لذا هرگونه راه اندازی تلویزیون اینترنتی توسط دولت از نظر قانونی ایراد دارد.”
بنا به تاکید این فعال فضای مجازی ، این کار دولت کاملاً خلاف قانون اساسی است و وجاهت قانونی ندارد و بر خلاف سیاست‌های کلی نظام است و با منطق حکمرانی هم کاملاً در تضاد است . منطق حکمرانی اقتضا می‌کند دولت کمترین حجم تصدی‌گری را داشته باشد. این که دولت بخواهد خودش تلویزیون اینترنتی راه اندازی و اداره کند این کاملاً با منطقه حکمرانی در دنیای امروز ناسازگار است.
وی همچنین با اشاره به نگرانی‌های دیگری که در این باره وجود دارد می افزاید:” از سوی دیگر این نگرانی وجود دارد که بودجه‌های دولتی بابت حمایت از فرهنگ و اطلاع رسانی در کشور به شکل تصدی گرایانه توسط خود دولت مستقیماً هزینه شود و از این جهت تلویزیونهای اینترنتی ایراد برنامه ای و بودجه هم دارد و از نظر سیاست‌های فرهنگی هم این کار دچار اشکال است.” بنا به تاکید وی این کار یک نوع ورود تصدی گرایانه دولت به موضوعاتی است که کار مجموعه‌های مردمی یا نهادهای دیگر است.

مطالعه بیشتر بستن

 وکیل اصلی خداوند است

تنها خداست که «وکیل» حقیقیِ انسان است و نباید غیر خدا را وکیل گرفت، و حتی پیامبر (ص) را هم که فرستاده خدا است، به عنوان «وکیل» نفرستاده است( اسراء/۵۴) و البته این به معنای آن است که غیر از خداوند متعال هیچکس نمی‌تواند مستقلا تکیه‌گاه و کارساز شخص دیگری باشد؛ وگرنه اگر توجه شود که همه کارها نهایتا به خداوند برمی‌گردد، اشکالی ندارد که بگوییم خداوند برخی را برای برخی از کارها وکیل می‌کند.


کاربردهای وکیل در قرآن هم اسم و صفت الهی است و هم تدبیر کننده کارها . در آیاتی از قرآن کریم خداوند با صفت وکیل ذکر شده است، همانند «کَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا»، «وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیءٍ وَکِیلٌ»، «اللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَکِیلٌ»، «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ»، «أَلَّا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِی وَکِیلًا» و «فَاتَّخِذْهُ وَکِیلًا». وکیل از ماده «وکل» به معنای اسم مفعولی، کسی است که به جهت اعتماد و اطمینان، کارها به او واگذار می‌شود.
وکیل بودن خداوند نیز به معنای مورد اعتماد بودن او در واگذاری کارها به اوست و نیز او متولی تدبیر امور مخلوقات است؛ البته در صورتی که وکیل به معنای فاعل باشد، به معنای حافظ و نگهبان خواهد بود و تدبیرکننده کارهاست از آن جهت که می‌فرماید:”‌هان شما همان کسانی هستید که در زندگی این جهان از آنان دفاع کردید؛ اما کیست که در برابر خداوند در روز رستاخیز از آنان دفاع کند یا چه کسی است که وکیل و حامی و تدبیرکننده امور آنان باشد “از آنجا که وکیل کسی است که انجام کار به او واگذار می‌شود، اینجا نیز وکیل به معنای فردی است که بتواند کارهای مردم را به سامان برساند. خداوند با استفهام تقریری به آنان گوشزد می‌کند ، در قیامت وکیلی که مدافع مردم باشد وجود ندارد.
وکیل در این آیه نیز به همین دلیل وکیل جلب کننده منفعت و خیرات است؛ یعنی تو [پیامبر (ص) ] متولی امور آنان در جلب منافع و خیرات نیستی.
مؤلف المیزان معتقد است حفیظ مربوط به شئون تکوینی و وکیل درباره اعمال است؛ یعنی تو [پیامبر (ص) ] متولی امور تکوینی آنان از هستی و متولی شئون حیات آنان نیستی، چنان‌که متولی بر اعمال آنان هم نیستی تا بدین وسیله بتوانی دفع مضرات و جلب منفعت کنی.
در روایات بسیاری نیز وکالت مورد توجه پیشوایان دینی قرار گرفته است و حتی اهل‌بیت به تمامی امور وکالت عنایت داشته‌اند، مانند ثبوت وکالت، مشروعیت وکالت، مسئولیت در وکالت، عدم خیانت در وکالت، اخلاق در وکالت که بایسته است در وقت مناسب به بررسی آن‌ها پرداخته شود.
درماده ۶۵۶ قانون مدنی، وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین،طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود می‌نماید. بنابراین وکیل دادگستری به دلیل الزام رعایت اخلاق حرفه ای، مسئولیتی بالاتر از وکیل عادی دارد و به این خاطر است که از نظر حق و حقوقات به لحاظ تکالیف سنگین تر، التفات بیشتری رامی‌طلبد.
نیک می‌دانیم قضاوت و وکالت تنها یک شغل نیستند، ظلم ستیزی و دفاع از حق و یاور مظلوم بودن است و علیه ظلم و بی‌عدالتی و تعدی و تجاوز به حقوق دیگران قیام کردن؛ یک تکلیف و مسئولیت می‌باشد و دراین رابطه خداوند در آیه ۹۱ از سوره مبارکه نحل فرموده”هنگامی که با خدا عهد بستید به عهد او وفا کنید و سوگندهایتان را بعد از تأکید نشکنید در حالی که بنام خدا سوگند یاد کرده و او را کفیل و ضامن بر سوگند خود قرار داده اید، خداوند از آن چه انجام می دهید آگاه است”لذا خدا باوری و خدا محوری موجب می‌شود تا وکیل با ایمان به خالق و ایمان به روز رستاخیز نسبت به احقاق حقوق موکل اقدام کند.چراکه وکالت ، عقد پاسداری و حفاظت ونگهبانی از حقوق جامعه و مردم است .وکلای با ایمان هیچگاه حق را وارونه نشان نمی دهند، به سوی باطل گرایش پیدا نمی کنند و از راستی و صداقت دست برنمی دارند ؛ گرچه به ضرر آنان باشد.
ما وکلا باید از خود بپرسیم چقدر به مسئولیت خطیر خود در قبال نعمتی بزرگ که خداوند امانتاً به ما داده است، عمل نموده و ادای امانت کردیم و آنگونه که مورد رضای صاحب نعمت است از آن استفاده نمودیم؟ آیابرای تحصیل درآمد حلال و مشروع ، آن هم طبق قانون و با رعایت انصاف و برای دفاع و استیفای حق و حمایت از محرومین و مظلومین و کمک به نیازمندان و صیانت از حقوق جامعه عمل کردیم و آیا آن چنان که باید شکر و قدر نعمت بجا آورده و ادای امانت می‌کنیم؟
همواره به خاطر داشته باشیم که تحت نظارت و کنترل و مراقبت الهی هستم و کوچکترین اعمال و افعال و حتی نیات و افکار،
در دفتر اعمالمان ثبت می شود . و به خاطر داشته باشیم نگاهبانانی که در نزد پروردگار مقرب و محترم هستند، پیوسته اعمالمان را کتابت کرده، و از آنچه انجام می دهیم آگاهند و همه را به خوبی می‌دانند. پس مباد که بخاطر تحصیل مال دنیا و تأمین رفاه و آسایش ظاهری دنیوی، خدای ناکرده دون شأن و مقام وکیل عمل کرده و نامه اعمال‌مان را سیاه کنیم و آخرت خود را تباه نماییم. همیشه خداوند را حاضر و ناظر بر کردار خود دانسته که او از رگهای گردن به ما نزدیکتر و بر همه امور بندگان آگاه است همان گونه که خود فرموده ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم
و بدانیم ، رعایت دقیق و کامل اصول اخلاق و دین و مذهب برای همه، مخصوصاً مشاغل و مناصب والایی مانند قضاوت و
وکالت و معلمی به عنوان منشور و مرامنامه آداب اعمال و اخلاق حرفه ای، واجب و ضروری است و قطعا ترک آنها مستوجب مؤاخذه اخروی و دنیوی است.

مطالعه بیشتر بستن