سیر تطور حقوق مالکیت فکری

نظر به اینکه اصطلاح مبانی نظری حق تألیف در حقوق موضوعه، با همین اصطلاحِ به کار برده شده و با آنچه در حقوق اسلامی مطرح شده متفاوت است؛ این گفتار را در قالب چند مبحث طرح خواهیم کرد.
حقوق‌دانان، مبانی نظری حق تألیف را در نظریات مختلف بررسی کرده‌اند که برخی از آنها را برمی‌شماریم:

 

۱ ـ حقوق طبیعی
در قرن هیجدهم در انگلستان و همزمان در امریکا، این مسئله مطرح شد که آیا حق مؤلف داخل در مالکیت کامن لا (Common law) و جزو حقوق فطری است یا جزو امتیازاتی است که به موجب فرمان شاه یا قوانین خاص به افراد اعطا می‌شود.
در این عصر، نظر عمومی بر این بوده است که حق مؤلف، یک حق فطری و نوعی مالکیت است.
فرانسواهپ (Fracois Heppe)، رئیس سابق اداره حق مؤلف یونسکو نیز، عقیده دارد که حق مؤلف در زمره حقوق طبیعی است و مانند کلیه اقسام حقوق طبیعی، از دیرباز وجود داشته و بشر به تدریج بدان واقف گشته و لزوم رعایت آن را احساس کرده است.

۲ ـ حقوق کار
«پلانیول» و «ریپر» دو حقوقدان بزرگ فرانسوی نظریه‌ای ارائه نموده‌اند مبنی بر اینکه حق مؤلف و هنرمند ناشی از کار ایشان و تابع حقوق کار است. مگر اینکه مقررات خاصی در این باره وجود داشته باشد. از نظر آنان، این امتیاز همانند امتیازی است که کارگر بر حاصلِ کار خود دارد. همان طور که حاصل کار کارگر، غیر مادی است و در عین حال، کارگر از آن نفع می‌برد، چنین نتیجه‌ای در مورد حقوق مؤلف صادق است.
این نظریه، بر خلاف نظریه حقوق طبیعی، حقوق مؤلف را امتیازی می‌داند که قانون برای مؤلف در نظر گرفته است و به همین دلیل، آن نظریه امتیاز قانونی نیز گفته شده است. در حقوق ایران نیز عده‌ای باتوسل به اصل ۴۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، درصدد برآمده‌اند تا از این نظریه برای حمایت از حقوق مؤلف استفاده کنند. این اصل مقرر می‌دارد: «هر کس مالک حاصل کسب و کار مشروع خویش است و هیچ کس نمی‌تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود، امکان کسب و کار را از دیگری سلب نماید.» .

۳ ـ مالکیت
نظریه‌ای که بیش از همه مورد بحث و انتقاد واقع شده، شناختن حق مؤلف و هنرمند به عنوان مالکیت و اطلاق کلمه مالکیت بر آن است. اطلاق کلمه مالکیت بر حق مؤلف نخستین بار در آثار ادیبان و نویسندگان دیده می‌شود. نویسندگان از دیرباز حق مؤلف را نوعی مالکیت، همانند مالکیت بر اشیاء مادی دانسته‌اند.
«لامارتین» گفته است که مالکیت ادبی، مقدس‌ترین نوع مالکیت است. «شاپلیه» در گزارشی که در این باره تهیه کرده، اعلام نموده است که مالکیت ادبی شخصی‌ترین و مشروع‌ترین نوع مالکیت است؛ چه اگر مالکیت عادی بر اشیاء خارج از انسان تعلق می‌گیرد که آدمی آنها راتصرف می‌کند، مالکیت ادبی مربوط به فکر انسان است که با خود او متحد است. لوئی ناپلئون در سال ۱۸۴۴ م در نامه‌ای نوشته «اثر فکری، ملکی مانند زمین و خانه است و باید از همان حقوق برخوردار باشد».
ادبا و نویسندگان با استعمال و تأکید بر مالکیت در مورد حق مؤلف و گسترش این فکر، بالاخره موفق شدند آن را در زبان و ادبیات حقوقی وارد کنند. قانون حق مالکیت ادبی و هنری فرانسه آن را به کار برده و با آن موافق است.
ماده ۱ قانون ۱۹۵۷ م فرانسه چنین است: «پدیدآورنده یک اثر فکری نسبت به این اثر، در نتیجه ابداع خود دارای
یک حق مالکیت غیر مادی، انحصاری و قابل استناد در برابر همه است.»
در میان حقوق‌دانان فرانسه «ژوسران» از بزرگترین حقوقدانانی است که از این نظریه دفاع کرده است. در حقوق انگلیس و امریکا و در حقوق سوسیالیست نیز مسأله مورد بحث واقع شده و گروهی از حقوقدانان این حق را نوعی مالکیت تلقی کرده‌اند. طرفداران این نظریه، از الحاق حق مؤلف و هنرمند به مالکیت این نتیجه را می‌گیرند که در صورتی که مقررات خاصی در این زمینه وجود نداشته باشد، قواعد و احکام مالکیت بر حق مزبور حاکم خواهد بود. عده‌ای نیز بر این نظرند که حق مؤلف و هنرمند مانند مالکیت یک حق فطری است .

۴ ـ وحدت حق مادی و حق معنوی
براساس این نظریه، بین جنبه مالی و معنوی مؤلف و پدیدآورنده وحدت و یگانگی وجود دارد. طرفداران این نظریه می‌گویند که حق مادی و حق معنوی دو حق مستقل از هم نیستند؛ بلکه دو جنبه مختلف از حق واحدی هستند و انحصار بهره برداری از حق مذکور را به خالق اثر اختصاص می‌دهند و همین اختصاص است که جنبه مالی دارد و او با استفاده از این حق انحصاری به دیگران اذن در عرضه و تکثیر اثرش را می‌دهد و در عوض مالی را دریافت می‌کند.
اما چنین نیست که مالیت حق مؤلف و پدیدآورنده اثر در مقام معاوضه بروز کند؛ بلکه قبل از معاوضه باید جنبه مالی داشته باشد تا قابل تعویض در موقع انعقاد، عقد تلقی گردد.
در تشبیه، حق مؤلف در این نظریه، نظیر حق ابوت است نه نظیر حق ولایت پدر، آن چنان که طرفداران نظریه وحدت می‌گویند. در توضیح این تشبیه، گفتنی است که رابطه مؤلف با اثر همانند رابطه پدر با فرزندش است و همچنان که حق ابوت از حقوق معنوی (حقوق شخصیت) است که یک حق مادی مستقل از آن بدان مقترن است، حق مؤلف نیز همانند آن است؛ یعنی حق مؤلف از حقوق معنوی است که یک حق مادی مستقل از آن بدان مقترن است نه مانند حق ولایت پدر؛ چرا که حق ولایت پدر طبق نظر طرفداران نظریه وحدت دو حق مستقل نیست؛ بلکه یک حق واحدی است که دارای دو جنبه مادی و معنوی است که هر یک بر دیگری اثر دارد و نیز از آن تأثیر می‌پذیرد.

۵ ـ دوگانگی حق مادی و حق معنوی
با توجه به اشکالات و انتقادات در مورد نظریات فوق، نظریه دوگانگی حق مادی و معنوی مؤلف مطرح شده است. این نظریه را نخستین بار «هانری دبوا» در سال ۱۹۵۰ م، در ضمن شرح بر طرح قانون پیشنهادی حق مؤلف فرانسه مطرح کرد، که باعث شد این نظر در مجلس قانونگذاری فرانسه در بند ۲ ماده ۱ قانون مؤلف فرانسه مصوب ۱۹۵۷ پذیرفته و اعمال شود. در این ماده جنبه مالی و معنوی حق مؤلف به صراحت ذکر شده است. نظریه دوگانگی بر آن است که مؤلف دارای دو حق مستقل و منفصل از یکدیگر است که عبارت‌اند از: حق معنوی و حق مالی، و حق معنوی مؤلف مادام که به مرحله معاوضه نرسد حیثیت مالی پیدا نخواهد کرد. و این معاوضه است که حق مؤلف را دارای جنبه دیگر یعنی جنبه مالی می‌کند؛ یعنی از زمان انتشار اثر، انحصار بهره برداری وجود خارجی پیدا می‌کند و در زمان معاوضه، حق بهره‌برداری به صورت رقمی از دارایی مؤلف در می‌آید.

۶ ـ حقوق فکری
عده‌ای از حقوقدانان؛ به دلیل ایرادات و اشکالات وارده بر نظریات قبلی، نظریه خاصی را به نام حقوق فکری مطرح کردند. اصطلاح حقوق فکری را نخستین بار در سال ۱۸۹۹ م، «پیکار» حقوقدان بلژیکی به کاربرد و برخی از حقوقدانان به جای آن، اصطلاح مالکیت‌های غیر مادی و حقوق براموال غیر مادی و حقوق جلب مشتری را به کاربرده‌اند.
اکثر علمای حقوق در کشورهای مختلف اعم از کشورهای حقوق نوشته، کامن‌لا و سوسیالیست حق مؤلف و هنرمند را مالکیت به معنای حقیقی نمی‌دانند.
حتی دیوان تمییز فرانسه که در سال ۱۸۸۰ م، موافقت خود را با نظریه مالکیت اعلام کرده بود، بعدها از این نظر عدول کرد و حق مؤلف و هنرمند را به عنوان یک مزیت انحصاری بهره‌برداری معرفی کرد.
شعبه مدنی دیوان مزبور در یک رأی مورخ ۲۵ ژانویه ۱۸۸۷ م می‌گوید: «حقوق مؤلف که مالکیت ادبی نامیده می‌شود فقط مزیت انحصاری بهره‌برداری موقت به شخص اعطا می‌کند». باید اضافه کرد که دیوان تمییز فرانسه در آراء بعدی سال ۱۹۰۲ م، اعلام کرد که حقوق مؤلف علاوه بر مزیت انحصاری بهره‌برداری، شامل یک حق معنوی است که هدف آن حمایت از شخصیت پدیدآورنده است.
این نظریه مورد استقبال قرار گرفت چنان که «دبوا» حقوقدان شهیر فرانسوی می‌گوید: «مقولات حقوق فکری محل تلاقی حقوق متعددی است که بر یک فعالیت هوشمندانه مترتب می‌شوند، «بوسیله یک انحصار مشخص می‌گردند.»

مطالعه بیشتر بستن